تبلیغات
پاتوق شادی - اون وقتا که داداش کوچیکم 5 سالش بود بهش یاد داده بودم...

,نوقتا,داداش,کوچیکم,5,سالش,بهش,یاد,داده,بودم,

[RB:Blog_Keywords_Tags]

,نوقتا,داداش,کوچیکم,5,سالش,بهش,یاد,داده,بودم,,پاتوق شادی - اون وقتا که داداش کوچیکم 5 سالش بود بهش یاد داده بودم...,پاتوق شادی

نقشه سایت

خانه
سئو کننده
قالب گراف - مرجع قالب و گرافیک پی شارپ تبلیغات

درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رضا جاسمی

جستجو

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • امکانات جانبی

    پاتوق شادی

    تبلیغات

    اون وقتا که داداش کوچیکم 5 سالش بود بهش یاد داده بودم...

    اون وقتا که داداش کوچیکم 5 سالش بود بهش یاد داده بودم

    هر وقت جیش داره به جای اینکه بگه جیش دارم بگه میخوام بخونم

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    یه شب داییم خونمون بود شب که  همه خواب بودن داداشم به داییم گفت دایی بیدار شو میخوام بخونم

    دایی هم که نمیدوست جریان چیه گفت باشه عزیزم فقط اروم تو گوشم بخون که کسی نفهمه!!

    دیگه خودتون بقیشو حدس بزنید :))

     

    محبوب کن - فیس نما

    بخش نظرات مطلب

    پنجشنبه 22 تیر 1396 03:13 ق.ظ
    This is the perfect website for anybody who hopes to find out about this topic.
    You know so much its almost tough to argue with you (not that I
    personally will need to?HaHa). You certainly put a
    fresh spin on a subject that has been discussed for decades.
    Great stuff, just excellent!
    سه شنبه 2 خرداد 1396 10:39 ب.ظ
    Generally I don't learn post on blogs, but I
    wish to say that this write-up very pressured me to take a look at and do
    so! Your writing style has been surprised me. Thank you, very great
    post.
    چهارشنبه 30 فروردین 1396 08:38 ب.ظ
    Nice answers in return of this query with firm arguments and
    telling all about that.
     
    لبخندناراحتچشمک
    نیشخندبغلسوال
    قلبخجالتزبان
    ماچتعجبعصبانی
    عینکشیطانگریه
    خندهقهقههخداحافظ
    سبزقهرهورا
    دستگلتفکر
    پاتوق شادی page contents
    X بستن تبلیغات